امیرعلی اژدها دارد
تیرماه ۹۶ و دو ماه مونده به تولد پنج سالگیت و حسابی شیرین زبون شدی گلم
امروز میگفتی بریم باغ باباصفر بریم بالای کوه یه مار پیدا کنیم باهاش صحبت کنیم اگه موافق بود بیاریمش بکنیمش تو قفس بهش غذا بدم بزرگش کنم بشه اژدها بعد سوار اژدهام بشم ,بریم بازار برا مادری خرید کنم هروقت کسی خواست اذیتتون کنه به اژدهام میگم دهانش تا اخر باز کنه از دعانش اتیش دربیاد همه بسوزونه اذیتتون نکنه
فدای حرف زدنت بشم
امروز میگفتی بریم باغ باباصفر بریم بالای کوه یه مار پیدا کنیم باهاش صحبت کنیم اگه موافق بود بیاریمش بکنیمش تو قفس بهش غذا بدم بزرگش کنم بشه اژدها بعد سوار اژدهام بشم ,بریم بازار برا مادری خرید کنم هروقت کسی خواست اذیتتون کنه به اژدهام میگم دهانش تا اخر باز کنه از دعانش اتیش دربیاد همه بسوزونه اذیتتون نکنه
فدای حرف زدنت بشم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


امیرعلی اژدها دارد
